تبليغاتX
(بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد شد)
...عقل کوچکتر از آنست که رهبر باشد...
 پایان کار وبلاگ

این وبلاگ دیگر آپ نمیشود.

|+| نوشته شده توسط داوود در یکشنبه 31 شهریور1387  |
 عاشقتم...؟

همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق پناهی گردد ،پروازی،نه گریزگاهی گردد.

دوست دارم تا وقتی بمیرم...

|+| نوشته شده توسط داوود در پنجشنبه 14 شهریور1387  |
 یوسف زهرا کی میایی...؟

 

 

یوسف زهرا

 

 

 

|+| نوشته شده توسط داوود در چهارشنبه 13 شهریور1387  |
 شقایق گل همیشه عاشق...؟

دور از تو همدرد شقایق باشم

همزاده ی آه و داغ و هق هق باشم

مهریست که تقدیر به قلبم زده است

تا لحظه ی مرگ باید عاشق باشم 


در جان شقایق عشق انباشته اند
در خلقت آن به دل نظر داشته اند
هر جا که گل شقایقی می روید
انجا دل عاشق مرا کاشته اند


وقتي شقايق مرد  ، گلهاي باغ همه ماتم گرفتند و از جويبار

خواستند براي گريستن  ، به  آنها چند قطره  آب قرض دهد .

جويبار  آهي كشيد و گفت :  آن قدر شقايق را دوست داشتم كه

اگر تمام  آبهاي من به اشك تبديل شود و  آنها را براي مرگ

شقايق بريزم ، باز هم كم است

گلها گفتند : راست مي گويي ،

چگونه ممكن بود با  آن همه زيبايي ، شقايق را دوست

 نداشت ؟

 جويبار پرسيد : مگر شقايق  زيبا بود؟

گلها گفتند : شقايق غالباً خم مي شد و صورت زيباي خود را

در  آب شفاف تو مي ديد ، پس تو بايد بهتر از هر كس بداني

كه شقايق چقدر زيبا بود .

جويبار گفت : من شقايق را براي اين دوست مي داشتم چون

وقتی خم مي شد و به من نگاه مي كرد ، من ميتوانستم زيبايي

خود را در چشمان او تماشا كنم 


شقایق

   بر گلبرگت

        قصه ای بود از عشق

اشک چشمم رنگ گلبرگ تورا دزدید که تو بی رنگ شدی ؟

          یادگار روزای عاشقی بودی برا من...............

      که حالا سنگ شدی .

     گل بی رنگ شدی

          شاهد سوز دل سنگ شدی.....  


شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم
اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی
یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت
شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری
به جان دلبرش افتاده بود-اما-
طبیبان گفته بودندش
اگر یک شاخه گل آرد
ازآن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را و
بسوزانند
شود مرهم
برای دلبرش آندم
شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه
به روی من
بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و
به ره افتاد
و او می رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را
رو به بالاها
تشکر از خدا می کرد
پس از چندی
هوا چون کورۀ آتش زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟
در این صحرا که آبی نیست
به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم هرگز
دوایی نیست
واز این گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما!!
نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
من در دست اوبودم
وحالامن تمام هست اوبودم
دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب،نسیمی در بیابان کو ؟
و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
که ناگه
روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه -
مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت
زهم بشکافت
اما ! آه
صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را
به من می دادو بر لب های او فریاد
بمان ای گل
که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی
بمان ای گل
ومن ماندم
نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد ...


این شعرزیبا از سهراب سپهری که میگه تا شقایق هست زندگی باید کرد خیلی واسه ی من

مقدس. یک بار یکی از من پرسید این جمله یعنی چی ؟نمیدونستم چی بگم اما الان بهش میگم.

این جمله این معنی راداره که باید حتی تو سخت ترین لحظات زنده بود و زندگی کرد ( شقایق گل

 همیشه عاشق)مثل این عکس که همه ی حرف من را باز گو میکنه.   


 

شقایقی روییده در کویر دل





|+| نوشته شده توسط داوود در چهارشنبه 13 شهریور1387  |
 عشقولانه...؟
 

به هر بهانه تو از من بريده اي گل من

تو ساده تر ز من و دل نديده اي گل من

دلم به خاطر خوش باوريم مي سوزد

تو چون کبوتري، اما پريده اي گل من

 

زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم

نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود
زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني تو بود

 زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود

زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار تو بود

زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود

زيباترين هديه عمرم محبت تو بود
زيباترين تنهاييم گريه براي تو بود
زيباترين اعترافم عشق تو بود

 دوستت دارم
 

 
خدايم آه اي خدايم صدايت مي زنم بشنو صدايم **
 شکنجه گاه اين دنيا چه آيد به جرم زندگي اين شد سزايم آه اي خدايم بشنو صدايم**
مرا بگذار با اين ماجرايم نمي پرسم چرا اين شد سزايم آه اي خدايم بشنو صدايم**
گلويم مانده از فرياد و فرياد ندارد که از غم مرگ صدا را **
 به بقض هر نفس پيچيده سوگند به گلهاي به خون غلطيده سوگند **
به مادر سوگواره جاودانه که داغ نوجوان ديده سوگتد **
 خدا حادثه در انتظار است به هر سو باد وحشي در گذار است **
به فکر قتل عام لاله ها باش که خواب گل به گل کاووس خانه است **
خدايم اي پناه لحظه هايم صدايت مي زنم با گريه هايم **
صدايت ميزنم بشنو صدايم **
الهي در شب بختم بسوزان ولي محتاج نا مردان مگردان **
عطا کن دست بر چشم همتم را خجل از روي محتاجان مگردان **
الهي کيفرم را مي پزيرم که تو ذات خود را پس بگيرم **
کمک کن تا که با نا حق نسازم براي عشق و آزادي بميرم **
خدايم اي پناه لحظه هايم صدايت مي زنم با گريه هايم**

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم


و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند


و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم


درون کلبه ی خاموش خویش


اما کسی حال من غمگین را نمی پرسد


و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم


درون سینه ی پر جوش خویش


اما کسی حال من تنها نمی پرسد


و من چون تک درخت زرد پاییزم


که همدم با نسیمی میشود برگی جدا از او


و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند


دلم هوای خزان کرده است

 دلم هوای کوچ پرنده های غریب

و پا به پای تمام نقوش بیزاری

دلم هوای پژمردن کرده ست

چه بی تفاوتی تلخی

دلم هوای مردن کرده ست

کجاست یار؟

کجاست ظلمت؟

بیغوله؟

کوچه؟

تنهائی؟

دلم هوای مردن کرده ست!!!


سلام.ای مهتاب آسمان شبهای دلتنگی من،
 با این فاصله ای که بین من و

 تو میباشد چگونه پاک کردن آن اشکهای

 روی گونه درخشانت میسر

است؟ ای آسمان آبی من، بین من و تو

 فاصله ای است، پس چگونه دستم

 را بر روی گونه نازنینت

 بکشم و تو را نوازش کنم؟
آری من ستاره می شوم و به آسمان

 زندگی می آیم تا بر چهره

درخشانت بوسه بزنم


آرزویم این است

نتراورد اشکی در چشمان تو هرگز

مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه ی هر روز 

تو عاشق باشی

عاشق آن که تو را می خواهد

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

تو را دوست بدارد به همان اندازه

که دلت می خواهد...


چرا دیگر نمی تابیبه این دریای طوفانی

هوا سرد است و خورشیدم نگو در بند و زندانی

تمام این غزلها را به یمن آنکه برگردی

کنم سیراب و بعد از آن سر راه تو قربانی

نگو دریا نمی بارد که من از گریه لبریزم

و در هر قطره اشکم که میریزد ، تو پنهانی!

سفر کردند ماهی ها از این دریای یخ بسته

تو تابستان من بودی ، شدم دیگر زمستانی

تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد

خودت این را به من گفتی ولی حالا گریزانی!!!

من از هر مرغ دریایی نشانی از تو می خواهم

که می گویند عاشق شد مگر این را نمی دانی ؟!

و در آن لحظه امواجی مرا بر صخره می کوبند

تنم آهسته می سوزد در اندوه پشیمانی

به آن چشمی که می بوسی ، حسادت می کنم اما

دلم آرام می گیرد که تو خوشحال و شادمانی

دیگه میرم ...!!!


|+| نوشته شده توسط داوود در چهارشنبه 13 شهریور1387  |
 عشق...؟

 

                                                                            

 

زندگی عشق است.......
 
 
 

 

 
 
 
|+| نوشته شده توسط داوود در دوشنبه 11 شهریور1387  |
 فقط بخاطر تو...؟

 

   

 

   

 

|+| نوشته شده توسط داوود در دوشنبه 11 شهریور1387  |
 فقط تو...؟

تقدیم به امید زندگانی ام به شکوه شب و شکوه مهتاب . به

اشکهای سوزان روی گونه هایت. تقدیم به خنده های دلنشینت

ونگاه های پنهانت. تقدیم به تو ای خیال من .ای آسمان قلبم

وای سر چشمه ی الهام من تقدیم به تو ای محبوبترین قلبم.  


  

  

 

  

|+| نوشته شده توسط داوود در دوشنبه 11 شهریور1387  |
 best picture...؟

 







نمی خوام ...


kisses back


 


وقتی به دنیا اومدی 2


من برات بی تابم



 





پاییز






 


|+| نوشته شده توسط داوود در پنجشنبه 7 شهریور1387  |
 best picture...؟

تهمت


خدایا




دوستت دارم



 


 



 

شهامت




آسمان چشمانت


حس غریب


 


یادت بخیر


 


ستاره شب های تنهایی




تولت مبارک



با تو متولد شدم



|+| نوشته شده توسط داوود در پنجشنبه 7 شهریور1387  |
 best picture...؟



 


انصاف








درس عشق



مفهوم عشق

 


 

نامت


 

جلسه امتحان




سرک



 

|+| نوشته شده توسط داوود در پنجشنبه 7 شهریور1387  |
 best picture...؟

 


 


 


می سوزم و می سازم


 


قایقی خواهم ساخت ...


فراموشم نکن تا می توانی


 

الهی


عشق یعنی


ترنم عشق


 


 


 


محتاج


سهم من از تو


 

تنهایم مگذار


قسمت

 


|+| نوشته شده توسط داوود در پنجشنبه 7 شهریور1387  |
 best picture...؟

طرز نگاه تو


 










تنهایم مگذار



محتاج



بی تو چه کنم؟




تولدت مبارک


 

|+| نوشته شده توسط داوود در پنجشنبه 7 شهریور1387  |
 best picture...؟

 












 



|+| نوشته شده توسط داوود در پنجشنبه 7 شهریور1387  |
 best picture...؟






|+| نوشته شده توسط داوود در پنجشنبه 7 شهریور1387  |
 best picture...؟

copyright©by:orchid.blogfa.com


copyright©by:orchid.blogfa.com


copyright©by:orchid.blogfa.com


copyright©by:orchid.blogfa.com


copyright©by:orchid.blogfa.com


copyright by:orchid.blogfa.com


copyright©by:www.orchid.blogfa.com


copyright by : orchid.blogfa.com


copyright by orchid.blogfa.com


تنهايي...


جاي من کي تو قلب مهربون تو نشست؟


در انتظار عشق


دوريت سخته اما شيرين


کاروانيم اي رفيقان...


تنهايم مگذار...


سالگرد ازدواج...


منو در گير خودت کن...


|+| نوشته شده توسط داوود در دوشنبه 4 شهریور1387  |
 best picture...؟





کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


کارت پستال درخواستی   www.orchid.blogfa.com




کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com





کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


 





کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com



کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


|+| نوشته شده توسط داوود در دوشنبه 4 شهریور1387  |
 best picture...؟


کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


 


کارت پستال درخواستی  www.orchid.blogfa.com


|+| نوشته شده توسط داوود در یکشنبه 3 شهریور1387  |
 best picture...؟








|+| نوشته شده توسط داوود در یکشنبه 3 شهریور1387  |
 best picture...؟

 





لعنت به عشق و عاشقی



نبودی


احساس سوختن






خسته شدم


 

|+| نوشته شده توسط داوود در جمعه 1 شهریور1387  |
 
 
بالا
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست